سبزه جوان با لباس سفید کوتاه و جورابهای سفید، دوست دختری با دیک لاستیکی میخواهد که او را به لعنت بفرستد. دختر الاغ آبدارش را در شلوارش تکان می دهد، لزبین را اغوا می کند، سپس بالای استرپون می نشیند و روی اسباب بازی جنسی می پرد تا به ارگاسم شیرین برسد.
من تو را خیلی بد می خواهم
امروز یک روز جادویی است، رویاهای یک دختر زرق و برق دار که قرار است محقق شود. پس از خیال پردازی با یک اسباب بازی جنسی، او توسط یک خروس سخت واقعی یک پسر، که زیبایی را برای خودارضایی گرفتار می کند، او را فاک می کند.
مشکل چیه؟
لعنتش کرد و اومد سمتش